تازه ترین اشعار

  • بنده‌ی معشوق
  • در بر همه کس غیرِ تو با یادِ تو بستم در عالم تنهاییِ خود با تو نشستم هم دیده به دیدارِ تو روشن شد و هم دل آنگونه که آن تویه‌ی دیرینه شکستم لب بر لبِ می بردم و در عالمِ مستی با وسوسه دیدم که در آغوشِ تو هستم از درد و غم و محنت و اندوهِ فراوان با یاریِ آغوشِ پُر از مهر تو رستم آن آینه که قبله در آن داشت تجلّی هنگام تماشای خود افتاد ز دستم دیگر به خدا حاچتمان نیست پس از این من بنده‌ی معشوقم و معشوقه پرستم #مریم_جلالوند https://t.me/maryamjalalvand
زیر بارانم و نم نم به تو می اندیشم-مثل یک زخم به مرهم به تو می اندیشم طعم آن بوسه به لبهام هنوزم باقیست-روزها هر شب وهردم به تو می اندیشم آسمانی که گرفتست و بارانی و سرد-آن منم با دل پر غم به تو می اندیشم رفته ای بی خبر از من به چه کس تکیه زدی-تکیه بر خاطره دارم به تو می اندیشم
بین ما فاصله هایی که نباید باشد-من در این فاصله ها هم به تو می اندیشم فکر کن سخت تر از این چه عذابی باشد ...؟-که تو نامحرم و ... محرم به تو می اندیشم
فرین وب
طراحی و بهینه سازی سایت توسط فرین وب