تازه ترین اشعار
- بندهی معشوق در بر همه کس غیرِ تو با یادِ تو بستم در عالم تنهاییِ خود با تو نشستم هم دیده به دیدارِ تو روشن شد و هم دل آنگونه که آن تویهی دیرینه شکستم لب بر لبِ می بردم و در عالمِ مستی با وسوسه دیدم که در آغوشِ تو هستم از درد و غم و محنت و اندوهِ فراوان با یاریِ آغوشِ پُر از مهر تو رستم آن آینه که قبله در آن داشت تجلّی هنگام تماشای خود افتاد ز دستم دیگر به خدا حاچتمان نیست پس از این من بندهی معشوقم و معشوقه پرستم #مریم_جلالوند https://t.me/maryamjalalvand

آخرین اطلاعیه ها